الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 14

الغدير ( فارسي )

نكوهشهاى پيشوايان سنت ( 1 ) از ابو هريره را در آنجا مىتوان يافت . انس پسر مالك نيز از بدخواهان على ( ع ) بوده و براى خوددارى از گواهى راستين به نفرين وى دچار شده ( 2 ) و صادق - درود بر او باد - او را - همچون بوهريره - از آن سه تن شمرده كه بر پيامبر دروغ مىبسته‌اند و كوتاه سخن اين كه نه تنها شيعه وى را نكوهيده و ويژگىهاى يك گزارشگر شايستهء پشتگرمى را در وى نيافته‌اند ( 3 ) برخى از سنيان نيز از پذيرفتن گزارشهايش سرباز زده‌اند ( 4 ) از عبد اللَّه پسر عمر نيز بگوئيم كه : پس از عثمان هم فرمانروائى على ( ع ) را گردن ننهاد و از نماز گزاردن در پس او سرباز زده به گفتهء برخى در پى آشوبگرى نيز برآمد و مردم را به شورش در روى پيشوا برانگيخت ، با آنكه پس فردايش در برابر پولهاى گزافى كه از معاويه گرفت ، سرفرازانه يزيد را به جانشينى پيامبر پذيرفت و كسانى را كه آهنگ نبرد با وى داشتند به هزاران افسون و زبان بازى از گير و دار پرهيز داد و دو سه روزى كه از اين رويداد گذشت با زبونى و بيشرمى هر چه بيشتر در پشت حجاج تبهكار به نماز ايستاد و با اين شيوه‌ها كينهء خويشتن با دودمان على ( ع ) و وابستگىاش با دشمنان ايشان را آشكار ساخت ، پس مردى با اين منش و رفتار در خور آن نيست كه فراوانى گزارشهايش دست افزار سرفرازى وى بر ديگران

--> ( 1 ) بو حنيفه ، ابراهيم نخعى ، نظام ، ابو جعفر اسكافى ، ابن ابى الحديد و بيشتر معتزليان - روشن انديشان سنى - محمد رشيد رضا ، استاد احمد امين و به گفتهء ديگران ؛ جاحظ نيز از كسانى است كه وى را به درستكارى نمىشناخته « تنقيح المقال پيراستن گفتار » از مامقانى ج 2 ص 165 ( 2 ) - نزديكترين پشتوانهء اين سخن را در برگردان پارسى « غدير » بيابيد : ج 2 ص 50 تا 57 وزير نويس ص 38 نيز ج 4 ص 73 و ج 6 ص 275 ( 3 ) « تنقيح المقال » ج 2 ص 165 و ج 1 ص 155 - و يك نمونه از شاهكارهاى او پياله گردانى در بزم باده نوشى است - آن هم در روزگار پيامبر - كه در ص 208 و 209 و 211 تا 214 خواهيد ديد . ( 4 ) « بازرگان حديث » ص 106 و 108